آه ، ..
آه ، ..
تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
کردهای عهد که بازآیی و
ما را بکشی
وقت آن است که لطفی بنمایی ،بازآ..
رفتی و
باز نمی آیی و
من بی تو به جان ،
-جان من ،
این همه بی رحم چرایی ؟، بازآ...-
تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
کردهای عهد که بازآیی و
ما را بکشی
وقت آن است که لطفی بنمایی ،بازآ..
رفتی و
باز نمی آیی و
من بی تو به جان ،
-جان من ،
این همه بی رحم چرایی ؟، بازآ...-
- ۲.۰k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط