{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ


وحشی
دیدگاه ها (۷)

جلوۀ روی تو آفتاب نداردنشئهٔ ماء تو را شراب نداردطرّه مده پی...

عشق آمد و امن جانم گرفتشحنۀ شوقم گریبانم گرفتعشوه‌ای فرمود چ...

پیرایش فوق حرفه ای 😎 😱 😂

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب استآری! افطار رطب در رمضا...

﷽#مولای‌من‌🍂ای چراغ همه ادوار کجایی آقاای دوای دل بیمار کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط