{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌روزمره گی های من 🤣😅🤦🏻‍♀️

‌روزمره گی های من 🤣😅🤦🏻‍♀️
‌
نگاهت طلوعی است
بدون نیاز به خورشید
هر روزِ من از پشت
پلک‌های تو آغاز می‌شود
انگار
تمام آب‌نبات‌های رنگی جهان
در چشمان تو جای گرفته اند؛
یک شیرینیِ بی‌وقفه
دلچسب و بدون دلزدگی
من هر روز
در جشن نورِ نگاه تو
بی‌دلیل و بی‌هراس می‌رقصم
و زندگی،
دیگر یک مسیر نیست
یک کشف بی‌تکرار است
به اندازه‌ی انعکاس خنده‌ات
در عمقِ همین دو چشم
شادترین پناهگاه من،
همین قابِ کوچک چشمان توست
که دنیا را پر از آوازهای
گوشنواز می‌کند
تا نغمه ی دوستت دارم را هر روز
با نگاه شهلایی تو بشنوم

#ستایش_قلب_سربی
#شخصی #خاص #دلبرانه #روزمرگی
دیدگاه ها (۲۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

دردسر های بچه داری پارت ۱

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

when silence became a scream p23

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط