{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شيره ايه ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز مي

شيره ايه ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ازش ميپرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده سـوز مياد! ميبرنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان ميپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همهچي خوبه، ولي هنوز يوخده سـوز مياد،ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، ميپرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوزهم يوخده سـوز مياد،شاكي ميشن ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز ميگذره، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز ميكنند، يارو داد ميزنه: داداش اون درو ببند،ســوز مياد،تازه اينجا هوا گرم شده بود!!
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

بهار بدون تو

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵همه برگشتن سمت رینا.ری...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

KIM V

يه نفر ميميره و ميره اون دنيا,وقتي حساب ميکنن بهش ميگن انتخا...

قضیه اینه که پدر هیون عاشق خدمتکار خونه میشه که خیلی زیباست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط