شب که می شود ؛
شب که می شود ؛
تمامِ جهان می خوابند ...
من می مانم و سکوتی که درد می کند ...
من می مانم و
اتوبان هایی ؛
که بی هدف می تازند ...
شب که می شود ؛
تنهایی ام را در آغوش می کشم ...
چشمانم را می بندم
و به اسرارِ کهکشان می اندیشم ...
میانِ این بیداریِ عمیق ؛
حتی صدایِ نفس هایِ خدا را می توان شنید ...
و من چه دیوانه وار ؛
این تنهاییِ فیلسوفانه را
دوست دارم ...
شبتون بخیر
تمامِ جهان می خوابند ...
من می مانم و سکوتی که درد می کند ...
من می مانم و
اتوبان هایی ؛
که بی هدف می تازند ...
شب که می شود ؛
تنهایی ام را در آغوش می کشم ...
چشمانم را می بندم
و به اسرارِ کهکشان می اندیشم ...
میانِ این بیداریِ عمیق ؛
حتی صدایِ نفس هایِ خدا را می توان شنید ...
و من چه دیوانه وار ؛
این تنهاییِ فیلسوفانه را
دوست دارم ...
شبتون بخیر
- ۷.۶k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط