{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و شمع بود و من بودم و غم

شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت
چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت،

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

تو شُل كن روسرى را مو بيفشان فتنه برپا كنجواب مجتهدها، عالما...

فکر دهان تنگ توام داشت در میانتا صبح بی پیاله مِی ناب می‌زدم...

نترسم که با دیگری خو کنیتو با من چه کردی؟ که با او کنی،ارس آ...

ماه من پرده از آن چهره زیبا بردارتافلک لاف نیاید که چه ماهی ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

رومان عشق مافیا پارت 14 از زبان ا/تبرگشتم عمارت بابام گفت : ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

پارت شش

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط