{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'

'
تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی
یک شـَبـه آمـدی،، وُ در دلم عُمری مانـدی
در نگاهـت چه فـروغی، نهان بود، که از پرتو ِآن
عـشق، بـر دخـمه ی تاریکِ دلم،، افـشاندی
نه تـو،، آن سان،، بـَر ِمن بودی،، وُ نه من بَـر ِتـو
که بدیـن سان،، تـو مرا،، واله ی خود گرداندی
این چه حسّی ست،، که من،، بَهـر ِتـو،، در دل دارم
آن چه احـساس خوشی بود، که سویم راندی
تـوچه کردی که با جـرعه ای از جام ِ لـبت
چشمه ی مِـهر، به صحرای دلم،، جوشاندی
تـو نبودی من از عـشق، چه میـدانستم؟
تو چه خوب آمدی،، وُ خوب به من فهماندی!


دیدگاه ها (۲)

.

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذابم که...

.

.

لحظاتتون عاشقونه ❣️عشق یعنی:(((نفست بند یکی باشد و بسنگهت جز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط