{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی

می دانی
از وقتی دلبسته ات شده ام
همه جا بوی پرتغال و بهشت می دهد
هر چه می کنم چهار خط برای تو بنویسم
می بینم واژه ها خاک بر سر شده اند
هر چه می کنم چهار قدم بیایم
تا به دست هایت برسم، زانو هایم می خمد
نه اینکه فکر کنی خسته ام
نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه، تا آخرش همین است
نگاهت به لرزه ام می اندازد
_عباس معروفی
دیدگاه ها (۰)

بر محراب انتظار زانو زده‌ام و به دری چشم دوخته‌ام که از آمدن...

"مـیدونی...توی ایـن پنــج ماه کتابـش رو خـوندم و یه چـیزی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط