{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشعارعامیانه در سنن فرهنگ #سیستان

اشعارعامیانه در سنن فرهنگ #سیستان


شهر عشقم و آوارگی نشان نیست
دراین ره آن چه که بی قیمت است جان نیست

بهار و عمر جوانی که فصل خرمی است
زحادثات زمان موسم خزان نیست
دیدگاه ها (۴)

اشعار رایج در سنن و فرهنگ #سیستان بهنگام غم و اندوهرفتم ز دن...

طبیعت در#سیستان ( شهرستان زهک ؛ اطراف روستای؛ واسلو)________...

گلهای مهربانی تقدیم شما عزیزان تا غروب وپایان کار روزمره وفر...

هموطن سلام صبح زیبای تان بخیر و شادی لب تو...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

دژ محمد علی خان ، خوزستان یکی از زیباترین جاهای گردشگری خوزس...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۱‌فلش بک به صبح مهم...

علاجِ دردِ تو دردا زمان نیستنه با شیون نه با اشک و فغان نیست...

رامین شاهراه:خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من، ف...

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من فرصت جوانی نیست...

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من فرصت جوانی نیست...

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست                             ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط