{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز عقد فاطمه جونم بود خیلی براش خوشحال شدم ولی دلم گرف

امروز عقد فاطمه جونم بود خیلی براش خوشحال شدم ولی دلم گرفت چون دیگه همه ی محبتی که به من توی قلبش داشت تقسیم شد و من کهنه دل آزار شدم...خنده هاش نگاه های قشنگش دیگه برای من نیست.........
دیدگاه ها (۳)

دور دونه ام...

من و اقامون...

#متن #دکلمه #حرف_دل#دلنوشت#دختر #اسم #اسم_دختر #فاطمه #زیبا ...

اون یک نفری که این همه براش مردم و زنده شدم این همه کار براش...

اون تنها بود...بعضی اوقات از ترس اینکه آسیب ببینه با کسی حرف...

صحبت‌های پایانی جونگ‌کوکی:🐰: این اواخر توی خاطراتم بارونی ند...

I'm not jealous part 31پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش ...

ادامه پارت چهارم

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط