(دو روی متفاوت زندگی)
(دو روی متفاوت زندگی)
(پارت هشتم)
کایاتو اههههه باز اینا ین کهههه
ویو کایاتو:
وقتی راه افتادم چند تا چاکرا که داشتن دنبالم میکردن رو حس کردم و وقتی نزدیک تر شدن فهمیدم بلهههه گروه چلاغی که اومده بودن دنبالم الان دارن تعقیبم میکنن چی بهتر از این وقتی رسیدم جنگل واستادم تا بفهمم اونا چی از من میخوان
کایاتو:شما ها چی از جون من میخواین؟
ناروتو:ما میخوایم تو رو برگردونیم دهکده خودت
کایاتو:من بمیرم هم پا مو تو اون دهکده نمیزارم
ناروتو: آکاتسوکی تو رو دزدیده چه ربطی به دهکده داره که تو اینجوری می کنی؟
کایاتو:چییی؟
ناروتو: گفتم که آکاتسوکی تو رو دزدیده!
(با داد)
سای: ناروتو یکم آروم باش
ساکورا:اره سای راست میگه ناروتو
کایاتو:هه ببین پسر خوب بزار داستانُ برات روشن کنم سال ها پیش............
خاطرات کایاتو:
کوشینا:خببب بچها ها حالا آرزو کنید و شمع رو فوت کنید 😊
کایاتو: مامان بابا من میخوام یک نینجا قوی بشم
ناروتو:منم میخوام یک هوکاگه بشم
میناتو: بچها من مطمئنم که اگه شما اراده اتش داشته باشین میتونید به هر چیزی که می خواید تبدیل میشید
کوشینا:خب خب حالا شمع های کیک تون رو فوت کنید
کایاتو/ناروتو:ههههوووووففففففف
میناتو:تولد تون مبارک
کوشینا: انشاالله هزار ساله بشید
کایاتو:خب حالا کادو ها رو باز کنیمممم هوراااااا
کوشینا برای ناروتو و کایاتو دوتا لباس ست گرفته بود اما میناتو دو تا گردنبند مثل هم که یک رعد برق زرد داشت
کایاتو:بابا این چیه؟
میناتو:از اون جایی که لقب من فلش زرد کونوها ست و شما بچه های من هستید این ها رو براتون گرفتم که تا ابد یاد من بمونید
ناروتو/کایاتو:مرسییی بابایییی
———————————————————————
پایان ☺️
چطور شده حتماً بهم بگید 😊 🌼
(پارت هشتم)
کایاتو اههههه باز اینا ین کهههه
ویو کایاتو:
وقتی راه افتادم چند تا چاکرا که داشتن دنبالم میکردن رو حس کردم و وقتی نزدیک تر شدن فهمیدم بلهههه گروه چلاغی که اومده بودن دنبالم الان دارن تعقیبم میکنن چی بهتر از این وقتی رسیدم جنگل واستادم تا بفهمم اونا چی از من میخوان
کایاتو:شما ها چی از جون من میخواین؟
ناروتو:ما میخوایم تو رو برگردونیم دهکده خودت
کایاتو:من بمیرم هم پا مو تو اون دهکده نمیزارم
ناروتو: آکاتسوکی تو رو دزدیده چه ربطی به دهکده داره که تو اینجوری می کنی؟
کایاتو:چییی؟
ناروتو: گفتم که آکاتسوکی تو رو دزدیده!
(با داد)
سای: ناروتو یکم آروم باش
ساکورا:اره سای راست میگه ناروتو
کایاتو:هه ببین پسر خوب بزار داستانُ برات روشن کنم سال ها پیش............
خاطرات کایاتو:
کوشینا:خببب بچها ها حالا آرزو کنید و شمع رو فوت کنید 😊
کایاتو: مامان بابا من میخوام یک نینجا قوی بشم
ناروتو:منم میخوام یک هوکاگه بشم
میناتو: بچها من مطمئنم که اگه شما اراده اتش داشته باشین میتونید به هر چیزی که می خواید تبدیل میشید
کوشینا:خب خب حالا شمع های کیک تون رو فوت کنید
کایاتو/ناروتو:ههههوووووففففففف
میناتو:تولد تون مبارک
کوشینا: انشاالله هزار ساله بشید
کایاتو:خب حالا کادو ها رو باز کنیمممم هوراااااا
کوشینا برای ناروتو و کایاتو دوتا لباس ست گرفته بود اما میناتو دو تا گردنبند مثل هم که یک رعد برق زرد داشت
کایاتو:بابا این چیه؟
میناتو:از اون جایی که لقب من فلش زرد کونوها ست و شما بچه های من هستید این ها رو براتون گرفتم که تا ابد یاد من بمونید
ناروتو/کایاتو:مرسییی بابایییی
———————————————————————
پایان ☺️
چطور شده حتماً بهم بگید 😊 🌼
- ۱۱۷
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط