{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 19 وقتی مجبور به بوسیدنش میشی

part 19 وقتی مجبور به بوسیدنش میشی
part 19
رفتم دستشویی آبی به صورتم زدم بعد رفتم واسه خودم نودل درست کردم سریع خوردم و رفتم آماده شدم(عکسشو پست بعد میزارم) یکم آرایش کردم بعد ساعت رو نگاه کردم دیدم ساعت 7:55 هست منتظر هوسوک بودم که بعد چند مین صدای بوق ماشین اومدم سریع رفتم بیرون دیدم هوسوم بود سریع سوار ماشین شدم حرکت کردیم گفت بریم بار منم گفت بریم حرکت کردیم به سمت بار ماشینو پارک کرد و وارد بار شدیم اول بوی الکل و سیگار داشت خفم میکرد بعد چند مین عادت کردم رفتیم نشستم یه جا که هوسوک گفت چی میخوری گفتم: ویسکی
گفت اوکی دو ویسکی گرفت شروع کردیم به خوردن 1پیک.. 2پیک.. 3پیک.. 4پیک.... دیگه کامل مست شده بودیم که هوسوک گفت بریم از بار خارج شدیم سوار ماشین شدیم گفت بریم بستنی بخوریم باشه ای گفت از ماشین پیاده شدیم رفتیم رو صندلی نشستیم رفت بستنی گرفت اومد داشتیم میخوردیم که.....
دیدگاه ها (۶)

عکس لباس هیرا که با هوسوک رفت بیرون

part 20 وقتی مجبور به بوسیدنش میشیpart 20گفت:تا حالا عاشق شد...

part 18 وقتی مجبور به بوسیدنش میشیpart 18رفتیم رو نیم کت نشس...

part 17 وقتی مجبور به بوسیدنش میشیpart 17نشستم که هیرا گفت: ...

عشق در تاریکی17.< ویو کوک >تو شرکت بودم ک یادم امد برگه قرار...

"مافیای من" part: 3 ...

My uncle (part 25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط