رویای بیپایان
رویای بیپایان”
دستهایمان به هم نمیرسید،
فقط نگاهها گره میخورد—
در سکوتِ پنجرههای خیس،
عشق ما،
گلبرگی بود که هرگز شکوفا نشد.
تو رفتی و من،
با تمام خاطرههای ناتمام،
ماندم…
تنها،
در شهری که بوی تو را هنوز در باد میدهد.
دستهایمان به هم نمیرسید،
فقط نگاهها گره میخورد—
در سکوتِ پنجرههای خیس،
عشق ما،
گلبرگی بود که هرگز شکوفا نشد.
تو رفتی و من،
با تمام خاطرههای ناتمام،
ماندم…
تنها،
در شهری که بوی تو را هنوز در باد میدهد.
- ۲۴۳
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط