بهاری لطیف پر از گلهای نارنجی کوچک که روی سقف خاکست
بهاریِ لطیف، پر از گلهای نارنجیِ کوچک، که روی سقفِ خاکستریِ خانهی تنهاییات میروید. انگار بهار، با تمام دلش، به تو نزدیک شده اما تو غافل. سایههای طولانیِ بعدازظهر، روی کتابهای ناخواندهیِ او میافتد، و هر کلمه، هر خط، با اسمِ تو آمیخته شده. آوازِ بلندی که از درختِ نارونِ کوچه میآید، تنها برای اوست، و تو در سکوتِ آرامشبخشِ خودت، این درد را با چشمهای اشکی، به روحِ خودت نثار میکنی.
- ۱.۲k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط