{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی که می داند گریه های مادرش،

کودکی که می داند گریه های مادرش،

تن فروشی های خواهرش،

دست های پینه بسته پدرش

و گرسنگی خودش،

همه از بی پولیست،

چگونه در مدرسه بنویسد که

علم بهتر است یا ثروت؟
دیدگاه ها (۲۴)

چه باید گفت، چه میشود کرد ببینید چه به روز د...

به سلامتیش.

عشق است.تاریخ کشورم.تاریخی که با هیچ تاریخی قابل مقایسه نیست...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

پارت ۵: بازگشت به مدرسهروزها مثلِ قطره‌هایِ بارون، آرام و بی...

اولین فیکخلاصهاسم پیوند خون و اختیارپارک آت زنی ۲۵ ساله که د...

جزعیات رمانم🩷

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

🌱 قسمت اول داستان یکی از دخترای کان...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط