{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بارم شعر و اما دل، پر از حسرت شده

کوله بارم شعر و اما دل، پر از حسرت شده
بی تو دنیایم شبیه دخمه ی مِحنت شده
مردمانش غرق در رنگ و ریا در هر لباس
در میان این خلایق عاشقی خِفت شده
زنده زنده می سپارندت به قبر بی کسی
بی مرامی بین این نامردمان عادت شده
دوستت دارم شده تکرار طوطی وار عشق
هرزگی در عاشقی بالاتر از عفت شده
هر که دارد ادعای عاشقی افسانه است
قصه ای که آخرش تنهایی و غربت شده
دیدگاه ها (۵۳)

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد بعد از این دیدن او فرض محالت ...

حرف هایی هستند که برای گفتنشان نیازبه صحبت نیست ؛بایدیک دل س...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

تو که رفتی پس از آن همسفری نیست مراباد پائیز وزان شد ثمری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط