چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار داره
چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار داره
داستان روباه دمبریده
روزی دم یک روباه در حادثهای قطع شد
دیگر روباهها از او پرسیدند دمت چه شده؟
روباه مکار گفت:
خودم قطعش کردم
گفتند: چرا؟ این کار بسیار بد است و… معلوم میشود
روباه گفت:
خیر، حالا آزادم و سبک، احساس راحتی میکنم، وقتی راه میروم فکر میکنم که دارم پرواز میکنم
روباهی دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد، چون درد شدیدی داشت و نمیتوانست تحمل کند، نزد او رفت و گفت:
برادر تو که گفته بودی سبک شدهام و احساس راحتی میکنم، منکه خیلی درد کشیدم
روباهه گفت:
صدایش را درنیاور، وگر نه، تمام روز روباههای دیگر به ما میخندند، هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن، تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت
همان بود که تعداد دمبریدهها آنقدر زیاد شد که بعداً به روباههای دمدار میخندیدند
وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشوند آنگاه به افراد باشرف و باعزت و باغیرت میخندند، گاهی هم آنها را دیوانه میدانند
🇮🇷 ⏰🌍 @برکشیدگان آن مرد رفته
داستان روباه دمبریده
روزی دم یک روباه در حادثهای قطع شد
دیگر روباهها از او پرسیدند دمت چه شده؟
روباه مکار گفت:
خودم قطعش کردم
گفتند: چرا؟ این کار بسیار بد است و… معلوم میشود
روباه گفت:
خیر، حالا آزادم و سبک، احساس راحتی میکنم، وقتی راه میروم فکر میکنم که دارم پرواز میکنم
روباهی دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد، چون درد شدیدی داشت و نمیتوانست تحمل کند، نزد او رفت و گفت:
برادر تو که گفته بودی سبک شدهام و احساس راحتی میکنم، منکه خیلی درد کشیدم
روباهه گفت:
صدایش را درنیاور، وگر نه، تمام روز روباههای دیگر به ما میخندند، هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن، تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت
همان بود که تعداد دمبریدهها آنقدر زیاد شد که بعداً به روباههای دمدار میخندیدند
وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشوند آنگاه به افراد باشرف و باعزت و باغیرت میخندند، گاهی هم آنها را دیوانه میدانند
🇮🇷 ⏰🌍 @برکشیدگان آن مرد رفته
- ۲۶۸
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط