عشق ابدی
عشق ابدی 🍻
پارت ۸
ویو جینا
داشتم به منظره نگاه میکردم که گوشیم زنگ خوردجواب دادم و...
( علامت & بیمارستان)
: &ببخشید مزاحم شدم میخواستم بگم که مادربزرگتون فوت کردن
جینا : وقتی حرف پرستار شنیدم گریم گرفت و گوشی از دستم افتاد وبدو بدو رفتم
پنج دقیقه بعد
ویو جینا
نمیدونستم کجا برم فقط بی پروا قدم میزدم رفتم کنار دیوار نشستم و شروع کردم به گریه کردن و نفرین خودم جز مامانبزرگم کسی رو نداشتم الان دیگه کلا تنها شدم
ویو جینا
همینطوری باخودم کلنجار میرفتم که نور ماشین افتاد تو چشمم جونگ کوک بود دوباره گریم گرفت
جونگ کوک اومد سمتم و کنارم نشست
جونگ کوک : ناراحت نباش من اینجام وپیشت میمونم
جینا
با این حرفش احساس آرامش کردمو و رفتم تو بغلش
جونگ کوک
نگاش کردم دیدم مثل بچه کوچولو ها خوابیده بغلش کردمو گذاشتم تو ماشین و بردمش خونه
( یه توضیح اینجا جونگ کوک جینا و میخواد ببره خونه دومش و آلیا پیش پرستاره )
ویو جونگ کوک
بغلش کردمو گذاشتم رو تخت و رفتم پایین تا قهوه درست کنم و.........
تقدیم به قلب مهربونتون 💖💖💋
لایک و کامنت یادت نره خوشگله ❤ ❤ ❤
شرایط پارت بعد
5تا لایک 💋❤️
تهکوک 🦋🦋🦋
پارت ۸
ویو جینا
داشتم به منظره نگاه میکردم که گوشیم زنگ خوردجواب دادم و...
( علامت & بیمارستان)
: &ببخشید مزاحم شدم میخواستم بگم که مادربزرگتون فوت کردن
جینا : وقتی حرف پرستار شنیدم گریم گرفت و گوشی از دستم افتاد وبدو بدو رفتم
پنج دقیقه بعد
ویو جینا
نمیدونستم کجا برم فقط بی پروا قدم میزدم رفتم کنار دیوار نشستم و شروع کردم به گریه کردن و نفرین خودم جز مامانبزرگم کسی رو نداشتم الان دیگه کلا تنها شدم
ویو جینا
همینطوری باخودم کلنجار میرفتم که نور ماشین افتاد تو چشمم جونگ کوک بود دوباره گریم گرفت
جونگ کوک اومد سمتم و کنارم نشست
جونگ کوک : ناراحت نباش من اینجام وپیشت میمونم
جینا
با این حرفش احساس آرامش کردمو و رفتم تو بغلش
جونگ کوک
نگاش کردم دیدم مثل بچه کوچولو ها خوابیده بغلش کردمو گذاشتم تو ماشین و بردمش خونه
( یه توضیح اینجا جونگ کوک جینا و میخواد ببره خونه دومش و آلیا پیش پرستاره )
ویو جونگ کوک
بغلش کردمو گذاشتم رو تخت و رفتم پایین تا قهوه درست کنم و.........
تقدیم به قلب مهربونتون 💖💖💋
لایک و کامنت یادت نره خوشگله ❤ ❤ ❤
شرایط پارت بعد
5تا لایک 💋❤️
تهکوک 🦋🦋🦋
- ۴.۱k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط