{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تحمل می رود

تحمل می رود
اما
شب غم سر نمی آید...
دیدگاه ها (۱)

چنان تنهای تنهایم، که حتّی نیستم با خودنمی‌دانم که عُمری‌را،...

خسته از این روزهای تلخ و مسموم و غریبیک نفر احوال می پرسد مر...

پرسی که: چگونه ای؟ چه گویم؟کز مرده برون نیاید آواز#امیرخسرو_...

سعدی جان

دمی با غم سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کزی...

دمی با غم سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط