{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گل رز و خار

#گل رز و خار
پارت چهارم

((مارکز همان پدر المیرا هست فقط جای لرد گذاشتم مارکز
ببخشید🎀))

((لوکاس))

بله میدونم چیکار کرده ام ، من باعث شدم که حالش بد بشه
من که گفتم اون مال منه !
هرکاری دوست دارم میکنم
نه نه ، من دوسش ندارم
فقط برای نقشه ام بهش نیاز دارم
تنها کسی که میتونه حالش و خوب کنه منم!
اوه من یه جادوگرم تقریبا همه اینو میدونن
همه توی قصر قدرت ندارند
بعضی ها فقط
مادر من یک جادوگر بود
من هم قدرت او را به ارث بردم
برعکس برادرم
او عادی است
من میتونم کاری کنم که اون عاشق اون بشه
کاری نداره که !
من میتونم‌ تقریبا همه کار رو بکنم
لرد خیلی طمع داره به مقام
در حدی که دخترشو بهم فروخت
_______________________________________
وقتی از اتاق میام بیرون
لرد بهم نگاه میکنه
_چیشد؟
_میخوای برو ازش بپرس
سرشو میندازه پایین
میگم
_برو پیش دخترت الان حالش بد میشه
_چرا؟
_هر وقت که خودش قبول کرد مال من هست حالش خوب میشه
هروقت قبول کرد من میام اینجا !

_ولی چرا باید...
_خب سوال بسه نه؟

_باشه متوجه شدم

_اون نمیتونه کاری کنه برو کمکش کن و مراقبش باش
من باید برم

با قدم های آهسته راه می افتم

از خونه میام بیرون کاملا میتونم درک کنم حالش چقدر بده
من یه جورایی طلسم کردمش یا میشه گفت از قدرت درونیم استفاده کردم

لایک یادتون نره🎀😉
پارت پنج در راهه🎀
دیدگاه ها (۰)

#گل رز و خار پارت سوم ترسیده بودم ، اون برای چی اینجاست پدرم...

#گل رز و خارپارت ۲(( مارکز یا پدر المیرا ))(( آخر شب )) من و...

#گل رز و خارپارت ۱ ((المیرا))در اتاقم نشسته بودم و منتظر وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط