{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
عادت ڪرده ایم ...
من ...
به چاے تلخ اول صبح ...
تو ...
به بوسه ے تلخ آخر شب ...
من ...
به اینڪه تو هربار حرف هایت را
مثل یڪ مرد بزنے ...
تو ...
به اینڪه من هربار
مثل یڪ زن گریه ڪنم ... عادت ڪرده ایم ...
آنقدر ڪه یادمان رفته است شب
مثل سیاهے موهایمان ناگهان مےپرد
و یڪ روز آنقدر صبح مےشود
ڪه برای بیدار شدن
دیر است .
دیدگاه ها (۱)

مےدانےیک وقت هایےباید روےیک تکه کاغذ بنویسے “تـعطیــل است” و...

کافه تعطیل است!چشم انتظارِ که نشسته اے؟!آن یک نفر اگر آمدنےب...

دیر آمده اے محبوبِ من آنقدر دیر که به هر زبانی بگویےدوستم دا...

نگو هرگز خداحافظ خداحافظ که میگویے دلم از درد مے میردتو دور...

بعضی رفتن‌هادر را محڪم نمی‌بندندآرام می‌روندبی‌صداطوری ڪه تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط