{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگو هرگز خداحافظ

نگو هرگز خداحافظ
خداحافظ که میگویے
دلم از درد مے میرد
تو دورے و نمے بینے
نفس هایےکه میگیرد
خداحافظ که مےگویے
پر از غم مےشود جانم
تو با این واژه غمگین
نرنجانم نترسانم
نگو هرگز خداحافظ
خودت از من حفاظت کن
چرایش را نمے دانم
به اخلاق من عادت کن
کسےکه با سلام تو
دلش آرام مےگیرد
بدان با این خداحافظ
خودش از غصه مے میرد....
دیدگاه ها (۳)

دیر آمده اے محبوبِ من آنقدر دیر که به هر زبانی بگویےدوستم دا...

.عادت ڪرده ایم ...من ...به چاے تلخ اول صبح ...تو ...به بوسه ...

بچه ک بودیم بستنےهایمان را گاز مےزدند غوغا بپا میکردیم . . ....

خداوندا بـہ من بیاموز: دوست بدارم ڪسانے را، ڪـہ دوستم ندارن...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط