{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مےدانے

مےدانے
یک وقت هایےباید
روےیک تکه کاغذ بنویسے
“تـعطیــل است”
و بچسبانے پشت
شیشه ے افـکارت
باید
به خودت استراحت بدهے
دراز بکشے
دست هایت را
زیر سرت بگذارے
به آسمان خیره شوے
و بےخیال ســوت بزنے
در دلـت بخنــدے
به تمام افـکارے
که پشت شیشه ےذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـے
بگذار منتـظـر بمانند . . . !
دیدگاه ها (۳)

کافه تعطیل است!چشم انتظارِ که نشسته اے؟!آن یک نفر اگر آمدنےب...

دلم گرفته است....نه این که اتفاق بدےافتاده باشد...نه! اما ای...

.عادت ڪرده ایم ...من ...به چاے تلخ اول صبح ...تو ...به بوسه ...

دیر آمده اے محبوبِ من آنقدر دیر که به هر زبانی بگویےدوستم دا...

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

Part ⁵⁶∆ بسه بسهههه... مامور اوردن! جناب جانگ شما به خاطر هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط