خورشید در خون. باز آب، سرخ. خاک، سرخ. آسمان سرخ. ابر، سیا

خورشید در خون. باز آب، سرخ. خاک، سرخ. آسمان سرخ. ابر، سیاه و دل، سیاه و رنگ پرچم ها، سیاه. ببین چگونه غم در غمت ماتم گرفته است. حدیث حادثه انگار زنگار می شود به روی زخمی ماه. که خورشید را وقت سحر، خیمه در خون نشسته است. میان خواب آشفتگی کودکان درد، خفته است صدای هلهله رودها در اشک. نهیب واقعه، قامت ایوب، کمان می کند. کشتی نوح می شکند. آیا پیدا می شود یاری کننده ای هنوز که یاری ات کند؟
دیدگاه ها (۱)

خورشید در خون. باز ، آب ،سرخ. خاک، سرخ. آسمان ،سرخ! ابر ،سیا...

تو انعکاس روشن خورشید در رودخانه‌های سرخ حماسه‌ای...دلت، دری...

نوحه خیز و جامه نیلی کن کویتی پور

در سوگ نبی جهان پُر از ماتم شدزین داغ گران قامت هستی خم شددی...

شعر #افشین_علا در سوگ یگانه‌ی دوران، شهید #امام_خامنه‌ای، مظ...

خورشید که شد تجزیه، ترکیب نداردنوری است به هم ریخته، ترتیب ن...

رهبر مان زنده است ودعا گوی ملت ایران

آقا سلام! ماه محرم شروع شد "باز این چه شورش است و چه ماتم"...

اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است يعني تمام شعرم اسير دو ر...

عباس یعنی تا شهادت یکه تازیعباس یعنی عشق یعنی پاکبازیعباس یع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط