{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواستم اتاقمو جاروبرقی بکشم و کمک کنم، در حینش آهنگم گو

میخواستم اتاقمو جاروبرقی بکشم و کمک کنم، در حینش آهنگم گوش کنم

هندزفری گذاشتم تو گوشم، ولوم بالا
و شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن

بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم!
هندزفری رو در آوردم گفتم: جانم مامان؟

گفت لااقل جارو رو روشن کن!
:-):-):-):-):-):-):-):-):-):-):-):-):-)
دیدگاه ها (۱۴)

گفته اند: وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاس...

هر چقدر هم که ضعیف باشیگاهــی اوقاتمی توانی تکیه گاه باشی!!

مهربان پروردگارم ..!!از من دور نیستی که به دور دست ها بنگرم!...

سلام صبح همگی بخیر:-)

ادامه پارت 11سريع اخم کردم و کلاه شنلم رو روی سرم کشیدم و گف...

اسم رمان : رزق پارت سهویو زهرا با نور خورشید از خواب بیدار ش...

خب ی داستانی رو که قبلاً نوشتم رو می‌زارم البته داخل پست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط