{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

به شالاپ شلوپ های گل الود عشق ورزیدیم.

دومین روز چطور؟

پیش بینی اش کرده بودی

چتر اورده بودی

من غافلگیر شدم

سعی میکردی من خیس نشوم

شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد میکنه

حوصله نداشتی سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد

.

.

.

و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

با یه چتر اضافه اومدی

مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چشم و چالمون نره دو قدم از هم دورتر برویم.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی ایم.تنها برو!

 

(دکتر علی شریعتی
دیدگاه ها (۲)

سناریو کازوتورا درخواستی

وقتی مریض بودی ولی …

فیک جونگکوک

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیمچتر نداشتیمخندی...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط