سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم
دیدگاه ها (۰)

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا ...

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند...

اگه عاشق بشی انگاررها میشی کبوتر واردلت میریزه با حسطنین پر ...

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم باید چه بگویم به پرستار ...

🌱🍒ناز چشمانت نهاده ... عشق بر سیمای تو...سر خوشم چون پروریدم...

جزای آن که نگفتیم شُکرِ روز وصالشب فراق نخفتیم لاجَرَم زِ خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط