{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر جوان :؛دریا 😭😭

دختر جوان :؛دریا 😭😭


پارت هفت ☯️☯️🎀


امروز چهلم مانجون اومد دریا رفت هههی میگفت

ای توف به من 😭گریه میکرد
دایی علی رودید نمی‌دونست کی رفت بیرون یهوووو یهوووو

دیدش رفت پشتش سر رفت
رفت یهوووو
گفت :؛ دایی علی جان داری چه کار میکنی دایی علی گفت
کیه خدا پشت سرم

پشتش که کرد دریا رفت بغلش
دایی علی گفت تو کی هستی


نمیدونست کیه 😶🤥

بعد دریا گفت :؛! منو نمیشناسی
ب ع د دایی علی گفت:؛ ببینمت
دریا صورتش رو نشون داد
دایی علی گفت دریا 🤣 کی اومدی پشت سرم
دریا گفت: دست ✋️ دردنکنه که نمیدونستی
دایی علی رفت بیش ماشین گفت به دریا وایسا تا بیام
دریا گفت:باشه دریا میدونست که کادو 🎁 آورده

دید کادو چی بود ؟؟؟🧐
چسب زخم بود🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
دایی علی گفت دریا به مادرت بگو که بریم سرخاک دریا گفت باشه رفت گفت مامان مامان مامان گفت:چیه دخترم
دریا گفت:؛ مامان دایی علی گفت
مامانت رو بیار که بریم
مامانش گفت بریم دریا
رفتن


بچه ها خسته نباشید
خسته 😩 شدم فردا
دیدگاه ها (۰)

دختر جوان

#خورشیدوماه🌙☀️part=3بعد از کلی خسته گی کلاسمون تموم شد، بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط