بابای ما اگر زنده بود عکسش را نمی گذاشتیم روی پروفایل تل

بابای ما اگر زنده بود، عکسش را نمی گذاشتیم روی پروفایل تلگرام که مثلا دستمان را انداخته ایم دور گردنش و انگار داریم سرخ و سفید گونه اش را می بوسیم . یا مثلا سلفی بی هوا بگیریم از خودمان و او، وقتی با زیرپیراهنی سفید و پیژامه راه راه نشسته روی مبل و خیره به روزنامه ایست که جلویش باز است و از کل صورتمان، یک چشم و یک ابرو و یک لبخند پهن نصفه توی عکس بیفتد.

به جایش می رفتیم دم پرش. میوه می گذاشتیم توی ظرف و پوست می گرفتیم و برش می زدیم و برش ها را تعارف می کردیم و می گفتیم دستمان تمیز است و تازه شسته ایم و بعد چای لب سوز می اوردیم و قندان طرح قاجار و کشمکش خشک شده را در پیاله ای بلور. هی جلویش ویراژ می دادیم و هی سوال های الکی می کردیم که اخبار چی گفت؟ مهمونی پارسال عمو این ها یادته؟ اون مشتریه که گفت پول لباسارو بعدا میاره، آورد؟

نه که جواب هایش مهم باشد؛ فقط برای اینکه وقتی حرف می زند، خیره شویم به لب های پوست پوست کبود و سبیل تیغ تیغی جوگندمی و ریش های تازه توک زده اش. تا صدای مخملی و گرفته اش را بریزیم توی جانمان که درد و مرض و غم و دلتنگی و بی پدری را بشورد و ببرد.

بابای ما اگر زنده بود، دعا می کردیم همیشه نوروز باشد.تا بعد از حول حالنا، قبل از اینکه عیدی ها را از لای قرآن در آورد، بکشدمان سمت خودش و زبری صورتش را روی لپ هایمان بچسباند و دست هایمان، عطرش را بگیرد و حجم تنش ، پرمان کند از حضورش و خالی مان کند از نیاز به هر کس که آغوشی دارد.

بابای ما اگر زنده بود، مجبور نبودیم روز پدر خودمان را قایم کنیم از دنیا. وادار نبودیم به تلگرام سر نزنیم و اینستا و فیس بوک باز نکنیم که خدایی نکرده چشممان نیفتد به عکس شماها و باباهایتان که وسط کار و توی مهمانی و انتهای خیابان، مژه هایمان نم بردارد و به خدا که از رگ گردنمان نزدیک تر است غر بزنیم که حال می کنی با وضع ما مشتی؟

بابای ما اگر زنده بود، ...
آخ اگر بابای ما اگر زنده بود....

تقدیم به آن ها که روز پدر، دنیا برایشان تنگ می شود....
دیدگاه ها (۳۹)

خدا جان، حواست با منه؟بچه که بودم مادربزرگم تو را به من معرف...

مشکلِ نسلِ مااز حرف نزدن ها و تایپ کردن هاست!از دلم برایت تن...

‍ یک دقیقه سکوت... بخاطر خجالت کشیدن مردی که درآمدش کفاف زند...

سال ، دارد تمام می شود ...دارم فکر می کنم ؛به روزهایی که رفت...

7:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلفردای آن روز جون...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁴"روی تخت دراز کشیدو به سقف خیره شد..خو...

📗 عموی بابا عموی بابا که مُرد وسط یک مهمانی خانوادگی داشتیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط