#دوپارتی
#دوپارتی
#درخواستی
"پارت ۲"
(وقتی قرار میزاشتین...)
*دکترها سعی میکردند با سونگمین رو نجات بدن اما او هنوز داخل کما بود پس بیرون اومدند و ا.ت با چشمای اشکی او رو تماشا کرد و گریه کرد.*
*چند ماه بعد*
*ا.ت همیشه داخل بیمارستانه و فقط برای دوش گرفتن به خانه میره و سریع با گریه برمیگرده بیمارستان.*
*ساعت از نیمه شب هم گذشته بود که ا.ت بخاطر گریه زیاد خواب رفته بود که حس کرد صدایی میاد و دید سونگمین بهوش اومده.*
+عزیزم، خداروشکر....[با لبخند گفت و بوسه ای به دست سونگمین زد]
+هيچوقت ولم نکن... دوستت دارم، پاپی[با درد و لبخند زمزمه کرد]
_منم دوستت دارم، فرشته[با خنده ای گفت]
☆END☆
#درخواستی
"پارت ۲"
(وقتی قرار میزاشتین...)
*دکترها سعی میکردند با سونگمین رو نجات بدن اما او هنوز داخل کما بود پس بیرون اومدند و ا.ت با چشمای اشکی او رو تماشا کرد و گریه کرد.*
*چند ماه بعد*
*ا.ت همیشه داخل بیمارستانه و فقط برای دوش گرفتن به خانه میره و سریع با گریه برمیگرده بیمارستان.*
*ساعت از نیمه شب هم گذشته بود که ا.ت بخاطر گریه زیاد خواب رفته بود که حس کرد صدایی میاد و دید سونگمین بهوش اومده.*
+عزیزم، خداروشکر....[با لبخند گفت و بوسه ای به دست سونگمین زد]
+هيچوقت ولم نکن... دوستت دارم، پاپی[با درد و لبخند زمزمه کرد]
_منم دوستت دارم، فرشته[با خنده ای گفت]
☆END☆
- ۱.۱k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط