#دوپارتی
#دوپارتی
#درخواستی
"پارت ۱"
(وقتی قرار میزاشتین...)
ویو ا.ت: چند روزی میشد که من و سونگمین قرار میزاشتیم و به شدت به همدیگه وابسته بودیم اما ناگهان ....
*ا.ت و سونگمین باهم میخواستن برن کافه که سونگمین ا.ت رو به جلو هل داد و ماشین به سونگمین زد و باعث شد او وارد کما بشه*
ویو سونگمین: دیدم ماشینی به سرعت داره میاد پس ا.ت رو به جلو هل دادم و خودمو فدا کردم که ماشین محکم به من زد و باعث شد من بیفتم زمین و آخرین چیزی شنیدم صدای گریه های ا.ت و آژیر آمبولانس بود.
*آمبولانس سریع رسید و سونگمین رو به بیمارستان بردند و فهمیدند وارد کما شده پس تجهیزات رو بهش وصل کردند و در همین حال ا.ت با گریه از بیرون تماشا میکرد.*
+لطفا بیدار شو زندگیم...[با درد و گریه لب زد]
#درخواستی
"پارت ۱"
(وقتی قرار میزاشتین...)
ویو ا.ت: چند روزی میشد که من و سونگمین قرار میزاشتیم و به شدت به همدیگه وابسته بودیم اما ناگهان ....
*ا.ت و سونگمین باهم میخواستن برن کافه که سونگمین ا.ت رو به جلو هل داد و ماشین به سونگمین زد و باعث شد او وارد کما بشه*
ویو سونگمین: دیدم ماشینی به سرعت داره میاد پس ا.ت رو به جلو هل دادم و خودمو فدا کردم که ماشین محکم به من زد و باعث شد من بیفتم زمین و آخرین چیزی شنیدم صدای گریه های ا.ت و آژیر آمبولانس بود.
*آمبولانس سریع رسید و سونگمین رو به بیمارستان بردند و فهمیدند وارد کما شده پس تجهیزات رو بهش وصل کردند و در همین حال ا.ت با گریه از بیرون تماشا میکرد.*
+لطفا بیدار شو زندگیم...[با درد و گریه لب زد]
- ۱.۰k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط