عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 16
این پارت دارای صحنه بندیه اکه نمیتونید نخونید
میدوریا: ححح تو اصلا بلدی ساک بزنی؟!
باکوگو: نه فقط تو بلدی
این اخرین گفتوگوی درستشون بود و بعد از اون باکوگو شروع به ساک زدن کرد انقدر صفت اینکارو انجام میداد که داد میدوریا زمین گیر نمیشد و کام شد
حالا هردوتاشون اینکارو برای هم انجام داده بودن پس الان کاچان دیکه نمیتونست جلوی خودشو بگیره و دکو رو ب پشت خوابوند و وارد دکو کرد محکم ضربه میزد و نطقه جی دکو رو لمس میکرد دکو خودشو تنگ کرده بود برای همین لذت زیادی به کاچان داد تا اینکه دوباره کاچان کام شد و از سوراخ دکو سرازیر شده بودند اما به همراه کام خونم جاری شده بود کاچان دکو رو برگردوند تا بلندش کنه ولی متوجه میشه و میبینه میدوریا همش درحال ناله کردن بوده و اشک میریخته
میدوریا: کاــ کاچان بسهه د ــ درد داره
وقتی کاچان صورت سرخ و گریون ذکو رو میبینه دوباره دگرگون میشه
باکوگو (چرا چرا انقدر جذابه!! چرا زودتر اون وجهشو ندیده بودم؟! دکو تو تغییر کردی تو اینطوری نبودی همیشه یه ادم گریون بودی و من حالم ازش بهم میخورد ولی الان با دیدن گریه هات دارم هورمونی تر میشم)
شروع به نوازش موهای میدوریا میکنه و بعد ازش لب میگیره و در همون زمان دوباره وارد میدوریا میکنه و داد میدوریا دوباره بلند میشه
باکوگو: دکو! دکو...!
میدوریا: چ چیه؟! چته؟! اروم باش یکم اروم ترررر
ـــ اسممو ناله کن دکو
ــ صدسال سیاه
ــ داد) اسممو ناله کنننننننننن
میدوریا کام میشه
ـــ نامردیه تو تنها کام بشی اسممو بگو که منم کام بشم (محکم ضربه میزنه)
ــ ک ک کاچان کاچان کاچـــــــــان
باکوگو کام میشه و محکم میدوریا رو بغل میکنه نفس نفس میزنن و بدن هاشون روی هم حرکت میکنه
میدوریا (اخ سرم درد میکنه نمیخواستم اینطوری بشه من میخواستم براش توضیح بدم چرا چشمام تار شده؟! نه نمیخوام بیهوش بشم میخوام برم خونه نمیخوام.....)
پارت 16
این پارت دارای صحنه بندیه اکه نمیتونید نخونید
میدوریا: ححح تو اصلا بلدی ساک بزنی؟!
باکوگو: نه فقط تو بلدی
این اخرین گفتوگوی درستشون بود و بعد از اون باکوگو شروع به ساک زدن کرد انقدر صفت اینکارو انجام میداد که داد میدوریا زمین گیر نمیشد و کام شد
حالا هردوتاشون اینکارو برای هم انجام داده بودن پس الان کاچان دیکه نمیتونست جلوی خودشو بگیره و دکو رو ب پشت خوابوند و وارد دکو کرد محکم ضربه میزد و نطقه جی دکو رو لمس میکرد دکو خودشو تنگ کرده بود برای همین لذت زیادی به کاچان داد تا اینکه دوباره کاچان کام شد و از سوراخ دکو سرازیر شده بودند اما به همراه کام خونم جاری شده بود کاچان دکو رو برگردوند تا بلندش کنه ولی متوجه میشه و میبینه میدوریا همش درحال ناله کردن بوده و اشک میریخته
میدوریا: کاــ کاچان بسهه د ــ درد داره
وقتی کاچان صورت سرخ و گریون ذکو رو میبینه دوباره دگرگون میشه
باکوگو (چرا چرا انقدر جذابه!! چرا زودتر اون وجهشو ندیده بودم؟! دکو تو تغییر کردی تو اینطوری نبودی همیشه یه ادم گریون بودی و من حالم ازش بهم میخورد ولی الان با دیدن گریه هات دارم هورمونی تر میشم)
شروع به نوازش موهای میدوریا میکنه و بعد ازش لب میگیره و در همون زمان دوباره وارد میدوریا میکنه و داد میدوریا دوباره بلند میشه
باکوگو: دکو! دکو...!
میدوریا: چ چیه؟! چته؟! اروم باش یکم اروم ترررر
ـــ اسممو ناله کن دکو
ــ صدسال سیاه
ــ داد) اسممو ناله کنننننننننن
میدوریا کام میشه
ـــ نامردیه تو تنها کام بشی اسممو بگو که منم کام بشم (محکم ضربه میزنه)
ــ ک ک کاچان کاچان کاچـــــــــان
باکوگو کام میشه و محکم میدوریا رو بغل میکنه نفس نفس میزنن و بدن هاشون روی هم حرکت میکنه
میدوریا (اخ سرم درد میکنه نمیخواستم اینطوری بشه من میخواستم براش توضیح بدم چرا چشمام تار شده؟! نه نمیخوام بیهوش بشم میخوام برم خونه نمیخوام.....)
- ۲۴۵
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط