{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷

پارت ۱۷

پدر غیرتی من


ویو جیا

وقتشه از کوک بپرسم اونا دیگه کی بودن

جیا: آممم کوک

کوک: بله؟

جیا:خب تو قبلا دوست دختر داشتی؟

کوک:آره


دیگه چیزی نگفتم نمیتونستم چیزی بگم انگار که یه تیکه شیشه فرو کرده باشن تو قلبم با سختی رفتم تو اتاقم و گریه میکردم دلیل گریم و نمیدونستم ولی به کوک وابسته شده بودم اونم خیلی زیاد



ویو کوک

بعد حرفم بغض کرد و رفت اتاقش صدای گریه اش میومد من که چیزه بدی نگفتم پاشدم که برم اتاقش که ببینم چیشده که گوشیم زنگ خورد جین بود جواب دادم


کوک:الو

جین: الو چطوری کوک

کوک:خوبم هیونگ کاری داری؟

جین:من که نه ولی اون فسقلی آره امشب بیارش خونه ی خودم باید از پاش عکس بگیرم که بهتر شده یا نه

کوک: باشه شب میام

جین: امشب و پیشم بمونید

کوک:باشه لباس برای خودم و جیا برمیدارم فعلا

جین:فعلا


قط کردم و رفتم تو اتاق جیا

رفته بود زیر پتو و هق میزد رفتم کنارش روی تخت نشستم

....
دیدگاه ها (۱۷)

پارت ۱۸پدر غیرتی منکوک : فسقلی چرا گریه میکنی؟جیا:هقققکوک: ه...

پارت ۲۹آبنبات با طمع لباتویو کوکبردم اتاق خودش که براش تازه ...

پارت ۲۸آبنبات با طمع لبات۱ هفته بعد*کوک: آماده ای؟ات: بخدا ن...

پارت ۱۶پدر غیرتی منویو جیادختره ی.....با صدای کوک به خودم او...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۶ویو فرداجیا:رفتیم از بابابزرگ شون...

ظ۴ پارتی از کوک ویو کوک ات خیلی مست بود بردمش داخل اتاق خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط