{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۶

پارت ۱۶

پدر غیرتی من


ویو جیا

دختره ی.....

با صدای کوک به خودم اومدم

کوک:جیا جیا

جیا:ها بله؟

کوک: خب ثبت نام شدی جیگر

جیا: لبخند*

پاشدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم تا وسایل مدرسمون و بخریم ولی خیلی زود بود نمیدونم چرا کوک اینقدر عجله داشت


رفتیم داخل پاساژ بردم داخل یکی از مغازه ها


یه عالمه واسه ی مدرسه ام وسایل خرید و رفتیم عمارت



.....
دیدگاه ها (۵۴)

پارت ۲۸آبنبات با طمع لبات۱ هفته بعد*کوک: آماده ای؟ات: بخدا ن...

پارت ۱۷پدر غیرتی منویو جیاوقتشه از کوک بپرسم اونا دیگه کی بو...

پارت ۱۵پدر غیرتی منویو کوکتو گوشیم بودم که اومد پایین چه کیو...

پارت ۱۴پدر غیرتی منجیا: چیییییییییییی؟کوک: چیزه عجیبیه؟جیا: ...

Part:42. #ریاست.عشقویو اتهمر...

part27 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک هم اومد و باهم صبحونه خوردی...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۶ویو فرداجیا:رفتیم از بابابزرگ شون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط