{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ مرا میان غمها

‍ مرا میان غمها
رها مکن
چند سطر از
مرا
بنویس
من اندوه باران را
در شبانه ی دلتنگی
خواهم سرود
و باران، مرا
تا بی کرانه های اندوه
خواهد بارید.
میان باران
میان تمام دلتنگی های
بی تقدیرم
من
روایت خیس باران زده ای
بودم
که هیچکس
مرا نخواند .
دیدگاه ها (۱)

‍ ‍ ‍ می خواستم با دستهایت لانه بسازمو پرنده ی کوچکی شوم درس...

‍ ‍ بگذار چشمهایم،به چشمانت پیله کند.تا آنسوی عاشقی، رفتم،در...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

دیشب اینجاکه نبودی نــم بــــاران زده بــــــودتب شعــرم ب...

من خیلی دوستت دارم؛مثل شایع که میگه:“تو جات تو همین بغله بگو...

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

روزها هرطور که هست می‌گذرند؛ با شلوغی‌های کاذب، با صداهای غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط