{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خابگاهو باز کردی

در خابگاهو باز کردی
ا.ت : ایجکس
خندید و به سمتت اومد روتو برگردوندی و با چهره ی سردش مواجه شدی
ونزدی : تو گفتی به کمکم توی تحقیقات درباره ی لوییس نمیای چون کاری داری
ا.ت : تو اینجا چیکار میکنی
ونزدی : بله پاگزلی زامبی ا.ت
پاگزلی : اسلرپ
اگنس : اسمش ایزاک نایت عه .
یوجین : این از کجا در اومد .
ایند : ونزدی من اوه ایجکس صبر کن ا.ت تو تو بغل ایجکس چیکار میکنی
برونو : سلام
ایجکس : سلام
ایند : شما ها باهم مشکلی ندارین
ا.ت : نه خب اون پارتنر داره
و به ایجکس و خودت اشاره کردی
ا.ت : به نظرم ما ۲ تا بریم بیرون
بیرون رفتیم و توی حیاط چند ضلعی ایستادیم
ارژاکس : خب ما
ا.ت : آره
و لباتو به سمتلباش میبری و شروع به مکیدن میکنی اونم ادامه میده و شونه های همو نوازش میکنید به خاطر اینکه خون آشامی از لباش خون میاد و تو اونو آروم میمکی و لب میزنی
ا.ت : سنگم کن
آخرین چیزی که دیدی مار هاش بود و لبخندش ...
دیدگاه ها (۰)

درخواستی holly_strسوار ماشینش شدی . درو بست و راه افتاد .ا.ت...

P15روب کاناپه عمارت لم دادم بالاخره برنامه درسی سختی که بهم ...

فقط برای اینکه بدونید فعالیت میکنملایک های رمان تامم پر کنید...

ا/ت : هی هی هی کجا راننده : ...... ا/ت : ( تو ذهنش) خب این ک...

ا. ت : فکر کردی با تو شوخی دارم؟بعد اومد جلو و یک بوسه کوچیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط