P10
P10
وسایل ویالون رو جمع کردم حوصلم سر رفته بود ولی بیرون رفتن از اتاقم خب تام اجازشو نمیداد با گفتن ورد لوموس در اتاقمو باز کردم و وارد راهرو شدم کف راهرو سرد بودن و بدون کفش اونم اون ساعت شب خیلی ترسناک به سمت آشپز خونه رفتم شاید یچیزی پیدا کنم
بعد از خوردن تکه ای سرد از پیتزا در یخچال رو بستم و به سمت سینک رفتم حس کردم کسی داره نگاهم میکنه احتمالا خیالاتی شدم
تام : استلا
لیوان از دستم افتاد و جیغ آرومی زدم
تام : مگه قوانینو ننوشتی شاید روسی ت خیلی بده هان
سرمو این ور اون ور به معنی نه تکون دادم و نگاهش کردم
دستشو دورم حلقه کرد و سرم بین سينه هاش چسبید
تام : باید مطمئن بشم میخوابی
و به سمت اتاقش رفتیم
تام : داری نافرمانی میکنی افعی کوچولو
استلا : ببخشید
تام : نه نشد دستشو روی سینم گذاشت و فشارآرومی داد ولی ترسیدم و از دردش همون لحظه (هه) ای گفتم
تام : نترس بازیم داره باهات شروع میشه
استلا : آقای ریدل شما مستین
تام : هوشیار تر از همیشه افعی
و محکم تر توی بغلش قفل ام کرد
استلا : آقای ریدل
کلمه اول لباس خوابمو باز کرد و لباشو روی ترقوه ام گذاشت
استلا : امم من آقای ریدل
بعد چند تا مک کوتاه دوباره بغلم کرد طوری که سرم بین سينه هاش بود گازی از لاله گوشم گرفت
دستشو روی سرم گذاشت و نوازش داد تا به گردنم رسید و نگهش داشت
تام : بخواب افعی کوچولو تو بغلم بخواب که مطمئن بشم بیدار نمیشی
استلا : تام
به صدای خمار ادامه داد
تام : عاشق اینم به اسم صدام کنی افعی کوچولو
پارت بعد : ۱۵ تا لایک
وسایل ویالون رو جمع کردم حوصلم سر رفته بود ولی بیرون رفتن از اتاقم خب تام اجازشو نمیداد با گفتن ورد لوموس در اتاقمو باز کردم و وارد راهرو شدم کف راهرو سرد بودن و بدون کفش اونم اون ساعت شب خیلی ترسناک به سمت آشپز خونه رفتم شاید یچیزی پیدا کنم
بعد از خوردن تکه ای سرد از پیتزا در یخچال رو بستم و به سمت سینک رفتم حس کردم کسی داره نگاهم میکنه احتمالا خیالاتی شدم
تام : استلا
لیوان از دستم افتاد و جیغ آرومی زدم
تام : مگه قوانینو ننوشتی شاید روسی ت خیلی بده هان
سرمو این ور اون ور به معنی نه تکون دادم و نگاهش کردم
دستشو دورم حلقه کرد و سرم بین سينه هاش چسبید
تام : باید مطمئن بشم میخوابی
و به سمت اتاقش رفتیم
تام : داری نافرمانی میکنی افعی کوچولو
استلا : ببخشید
تام : نه نشد دستشو روی سینم گذاشت و فشارآرومی داد ولی ترسیدم و از دردش همون لحظه (هه) ای گفتم
تام : نترس بازیم داره باهات شروع میشه
استلا : آقای ریدل شما مستین
تام : هوشیار تر از همیشه افعی
و محکم تر توی بغلش قفل ام کرد
استلا : آقای ریدل
کلمه اول لباس خوابمو باز کرد و لباشو روی ترقوه ام گذاشت
استلا : امم من آقای ریدل
بعد چند تا مک کوتاه دوباره بغلم کرد طوری که سرم بین سينه هاش بود گازی از لاله گوشم گرفت
دستشو روی سرم گذاشت و نوازش داد تا به گردنم رسید و نگهش داشت
تام : بخواب افعی کوچولو تو بغلم بخواب که مطمئن بشم بیدار نمیشی
استلا : تام
به صدای خمار ادامه داد
تام : عاشق اینم به اسم صدام کنی افعی کوچولو
پارت بعد : ۱۵ تا لایک
- ۲۴۷
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط