{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۲

پارت۲
اون روز رفته بودیم گشت یهو ارن حالش بد شد بعد که خواستیم ببینمیم چشه یهو تغییر شکل داد هی هیکلش داشت بزرگتر میشد وقتی رو دوتا پاش وایساد هممون مونده بودیم شده بود یه گرگینه ناگهان یه زوزه ی خیلی بلند کشید
#ارمین
وای گوشام درد گرفت
#جان
منم
#میکاسا
به جای غر زدن بیاید به ارن
هنوز جملم تموم نشده بود که یهو دیدم دورمونو گرگا گرفتن وقتی به ارن نگاه کردم متوجه یه چیزی شدم اون داشت به حالت اول بر میگشت
وقتی کاملا به حالت اول برگشت همه دهنامو باز مونده بود وقتی رو دوتا پاش وایستاد دیدیم که رنگ موهاش تغییر کرده چشاشم درخشان تر شده بود وقتی خواستم بهش نزدیک بشم دوتا گرگ مانع شدن ولی ارن با اشاره ی دست بهشون گفت که برن کنار انگار میدونست که باید چیکار کنه و با کمال تعجب دیدیم کیه گرگا رفتن کنار ولی بعدش یهو ارن افتاد زمین
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳#میکاساارنو بردیم دکتردکتر گفت که هیچ مشکلی ندارهولی چ...

پارت ۴#ارنانگار بدنم دست خودم نبودم #میکاساباورم نمیشد که ار...

پارت ۱#میکاسابه خودم میام همه جا اتیش گرفتهفقط صدای آتیش و ص...

بگید

عکس های ثبت شده از امروززززبا پری ژون و یکی دیگه از دوستام ر...

سناریو بی نظمی زیبا

★وقتی به فکر انتقامی...p¹توی جمع نشسته بودیم... بعد مدت ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط