زن زیبایی نیستم
زن زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید
و نه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتی خیال یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم می ماند
نه کویر
و چشم هایی که
گاهی سیاه می زند
گاهی قهوه ای
و گاه که به یاد مادرم می افتم عسلی می شوند و کمی خیس...
دستهایم...دستهایم مهربانند
و هر از گاهی
برای تو
به یاد تو
به عشق تو
شعر می نویسند
مرا همینطور ساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش می خواهند
و دستهایی که نوازشت می کنند
و چشم هایی که
به شرقی صورت من می آیند...
نیکی فیروزکوهی
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید
و نه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتی خیال یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم می ماند
نه کویر
و چشم هایی که
گاهی سیاه می زند
گاهی قهوه ای
و گاه که به یاد مادرم می افتم عسلی می شوند و کمی خیس...
دستهایم...دستهایم مهربانند
و هر از گاهی
برای تو
به یاد تو
به عشق تو
شعر می نویسند
مرا همینطور ساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش می خواهند
و دستهایی که نوازشت می کنند
و چشم هایی که
به شرقی صورت من می آیند...
نیکی فیروزکوهی
- ۲.۹k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط