{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن زیبایی نیستم

زن زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید
و نه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتی خیال یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم می ماند
نه کویر
و چشم هایی که
گاهی سیاه می زند
گاهی قهوه ای
و گاه که به یاد مادرم می افتم عسلی می شوند و کمی خیس...
دستهایم...دستهایم مهربانند
و هر از گاهی
برای تو
به یاد تو
به عشق تو
شعر می نویسند
مرا همینطور ساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش می خواهند
و دستهایی که نوازشت می کنند
و چشم هایی که
به شرقی صورت من می آیند...


نیکی فیروزکوهی
دیدگاه ها (۴)

مِـــثـل هـَمیـشـﮧ بـــَراے تــــُو مــے نـــویـسَـم ..تــُو...

••●♥ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ ♥●••••●♥ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﯼ...♥●••••●♥ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ...

تا دل نشود عاشقدیوانه نمی گردد...تا نگذرد از تن جانجانانه نم...

یه قاب عکس کنج اتاقم!جز تو چیزی نمیاد به یادم...برگردیم به چ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.133(از زبون جون...

هوا سردتر شده بود و مه غلیظی از سمت جنگل‌های اطراف آکادمی نو...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط