{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید امشب بروم.

باید امشب بروم.
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست،
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند...
سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲)

می روم اگرچه بی تو یک چمدان خاطره دارماز تو...

زمستان من چنان گرم است که تابستانت، برایش زمستان است!

پرسیدرفیقی که مراجای سوال استازبعدحسین آنکه شهنشاه جمال استم...

الله (خداوند)اسم مبارک « الله » چهار حرف است هرگاه همزه را ا...

چشم هايش را ريز كرد،از جيب شلوارش موبايلش را درآورد و بعد از...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط