{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو قهوه خونه نشستيم داريم دوسيب ميکشيم يه دفه يه مشت جوجه

تو قهوه خونه نشستيم داريم دوسيب ميکشيم يه دفه يه مشت جوجه ميان ميشينن قهوه خونه ...شاغلام رفيقم ..صاب قهوه خونه ميگه برين بيرون کوچولوها ..اى کنف ميشن بيچاره ها)،:
دیدگاه ها (۱)

(دلداده)با دخترا کله پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

#برادر ناتنی من

رمان

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

رمان: قلب در تاریکی

پارت ۶

سناریو هانما پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط