{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عطر_خدا

#عطر_خدا
حرفهایی از جنس آرامش



گفتم خدایا چگونه آغاز کنم؟
گفت به نام من

گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟
گفت به یاد من

گفتم خدایا خیلی تنهایم...
گفت تنهاتر از من؟

گفتم خدایا هیچ کسی کنارم نمانده...
گفت به جز من

گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم...
گفت حتی ازمن؟

گفتم خدایا قلبم خالیست...
گفت پر کن از عشق من

گفتم دست نیاز دارم...
گفت بگیر دست من

گفتم با این همه مشکل چه کنم؟
گفت توکل کن به من...

گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم...
گفت نه، نزدیکترین به تو، من

گفتم برای آرزوهایم چه کنم؟
گفت تلاش، به امید من

گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من؟
گفت چون من از تو هستم و تو از من...
دیدگاه ها (۲)

____[The Forbidden Crossing]____

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

پارت آخر

فیک تهیونگ

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

نمیدونم کدومتون تا حالا کرگدن رو خوندید اما من سالها پیش اون...

دوپارتی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط