{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتـــــــــی بساط گریه مهیا نمی شـــود

وقتـــــــــی بساط گریه مهیا نمی شـــود
وقتی که بغــــض، بین گلو جا نمی شود
وقتــــــــی تمام شب به در خانه ی کریم
در می زند گـــــــــدا و دری وا نمی شود
وقتـــــی پس از معاینه ها گویدت طبیب
این قلب مــــرده است، مداوا نمی شود
یک راه مانده بهر تو آن هم زیارت است
مشـهد برو که کار تو اینجا نمی شود.
دیدگاه ها (۶)

بانــــوهیچ میدانےخاڪے ڪہ بر چادرتمے نشیند...تقدیر و تشڪراست...

دلم گرم خداوندیست که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه میر...

حاضری تا که پس از خطبه ی ظهر امروزیه سری هم به مزار شهدامان ...

Lord or Lady of Crime

روزها هرطور که هست می‌گذرند؛ با شلوغی‌های کاذب، با صداهای غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط