{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنه با عصبانیت پای تلفن:

زنه با عصبانیت پای تلفن:

این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟؟

مرد: عزیزم اون فروشگاه طلا فروشی رو یادته که از انگشتر الماس نشانش خوشت اومده بود، گفتی برات بخرم، اما اون روز من پول نداشتم، ولی گفتم که یه روز حتما اون انگشتر مال تو میشه...!؟

زن با صدای ملایمی گفت: بله عشقم...

مرد: من تو رستوران بغلیش دارم شام میخورم...شبم نمیام
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻳﺸﺐ ﻣﺎﺷﻴﻨﻤﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﭘﻞ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻃﺮﻑ ﺑﺎ٧٥ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﻭ ﻳﻪ ﺯﻳﺮ...

امروز برای اولین بار، دیدم دو تا دختر، تو ماشین عروس بودن ...

بانمک

ه

the king of my heart 💜پارت۱۶ات.اره اره بریم تروخودایونگی.باش...

The most beautiful*part 1*...لبخندت همیشه زیباترین چیزی بود ...

The most beautiful*part 1*..لبخندت همیشه زیباترین چیزی بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط