{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forbidden Weakness

Forbidden Weakness

ضعف ممنوعه

فصل دوم

p.43
(روایت از زبان ا.ت)
بعدازظهر بود و من توی اتاقم دنبال یه کتاب می‌گشتم.
جونگ‌کوک هم وارد اتاق شد.

-دنبال چی می‌گردی؟

+یه کتاب. فکر کنم گذاشتمش بالای قفسه.

جونگ‌کوک جلو اومد.

-کدومه؟

+همون مشکیه.

دستش رو بالا برد تا کتاب رو برداره.
همون لحظه منم دستم رو دراز کردم.
دست‌هامون به هم خورد.
هر دومون همزمان مکث کردیم.
چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.
نگاهش کردم.
اونم داشت نگام می‌کرد.

+جونگ‌کوک...

-هوم؟

+چرا ساکتی؟

-نمی‌دونم.

یه قدم عقب رفتم.
ولی جونگ‌کوک همون‌جا موند.
نگاهش رو ازم گرفت و نفس عمیقی کشید.

-ا.ت...

+چی؟

-هیچی.

+باز داری می‌گی هیچی.

لبخند کوچیکی زدم.

+یه روز بالاخره باید بهم بگی توی سرت چی می‌گذره.

جونگ‌کوک چند لحظه نگام کرد.
بعد آروم گفت:

-می‌ترسم اگه بگم، همه‌چی عوض بشه.

لبخندم محو شد.

+شاید بعضی تغییرها بد نباشن.

چند ثانیه سکوت بینمون افتاد.
جونگ‌کوک کتاب رو از قفسه برداشت و به دستم داد.

-شاید.

بعد از اتاق رفت.
من به کتابی که توی دستم بود نگاه کردم.
و نمی‌دونستم چرا...
برای اولین بار، دلم می‌خواست بدونم واقعاً چه چیزی رو ازم پنهون می‌کنه..........
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۲)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.44(روایت از زبان جونگ ک...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.45(روایت از زبان ا.ت)چن...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.42(روایت از زبان نویسند...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.40(روایت از زبان جونگ ک...

پارت 20

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.23(روایت از زبان ا.ت)چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط