{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلی نشکفته بود از شاخساری کز چمن رفتم
نرفته است از چمن مر

گلی نشکفته بود از شاخساری کز چمن رفتم
نرفته است از چمن مرغی، بدین حسرت که من رفتم
دیدگاه ها (۱)

سکوت پیست²Part:¹توی تاریکی شب تکو تنها روی چمن های حیاط نشست...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو میکا_____ماشین با...

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

وقتی رفیقت بود...

"چون ابر نوبهار بگریم درین چمناز حسرت گلی که ز چشم ترم گذشت"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط