{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناودانها شر شر باران بی صبری است

ناودانها شر شر باران بی صبری است
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است
پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است "
دیدگاه ها (۱)

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گر چه میدانم که عمری در غریبی...

دیر گاهی است که چون من همه رارنگ خاموشی در طرح لب استجنبشی ن...

ناودانها شر شر باران بی صبری استآسمان بی حوصله ، حجم هوا ابر...

ناودانها شرشر باران بی صبری استآسمان بی حوصله حجم هوا ابری ا...

#خانه-ام-ابری-است...ناودان ها شر شر باران بی صبری است آسمان ...

ناودان‌ها شرشر باران بی‌ صبری ستآسمان بی ‌حوصله، حجمِ هوا اب...

🌧 خانه ام ابریست !ناودانها شر شر باران بی صبری استآسمان بی ح...

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرددر تب دردی که مثل زندگی جبری اس...

فصل سوم ( شب دردناک )پارت ۲۳۷نم نم باران شروع به باریدن کرد ...

وحید اشجع

آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط