درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی موهاتو رنگ کردی و اون......
تو امروز وقت آرایشگاه داشتی و میخواستی موهاتو رنگ کنی...رنگ صورتی نئونی پس رفتی تا آماده بشی هیونجین روی تخت دراز کشیده بود و سرش توی گوشی بود که با دیدن تو درحال میکاپ کردن سوالی بهت خیره شد
+چیزی شده؟
_اممم نه جایی میری؟
+اره دارم میرم آرایشگاه
_برای چی؟
+بنظرت برای چی به آریشگاه میرن؟
_نه منظور من اینه که میخوای ناخناتو ترمیم کنی یا چیز دیگه ای یا میخوایی......
+میخوام برم موهامو رنگ کنم از این رنگ خسته شدم
_آها حالا میخوای چه رنگیشون کنی؟
+این یکی دیگه سورپرایزه شب که برگشتم خودت میبینی
پرش زمانی به رسیدن ا/ت به خونه)
ویو ا/ت
رمز در رو زدم و بعد از چند ثانیه با صدای کمی باز شد رفتم داخل و هیونجین رو صدا زدم که متوجه شدم توی آشپزخونه ست رفتم پیشش ولی اون پشتش به من بود و داشت آب میخورد
+هیونی
تا برگشت محتوای داخل دهنشو ریخت توی صورتم
+یاااااا
_وای...اوه ببخشید
دستمال کاغذی برداشت و صورتتو پاک کرد
+چطور شدم
_خ..خشگل شدی
+نظر واقعیت رو بگو قول میدم ناراحت نشم
_واقعا؟
+اوهوم
_راستش یکم زشت شدی
+چی؟
_خودت خشگلی ها ولی رنگ موهات یکم....
+برو بیرون
_چی؟
+گفتم برو گمشو بیرون
_ولی عزیزم تو که گفتی ناراحت نمیشی
+مگه من هرچیو گفتم باید باور کنی هاااا؟
ا/ت با هل دادن هیونجین به سمت در موفق شد اونو از خونه ببرون کنه
(هیونجین پشت در)
_اهههه ا/ت معذرت میخوام عزیزم غلط کردم بخدا خیلی این رنگ مو بهت میاد ا/ت درو باز کن
+نمیکنم همونجا باش
_حداقل کاپشنمو بده یخ کردم
+مشکل خودته
_ا/تتتتتتت
همسایه: اوه آقای هوانگ؟
_اوه سلام (تعظیم)
همسایه: سلام چیزی شده؟ مثل اینکه با همسرتون دعوا کردین
_اوه نه اینطور نیست
همسایه: آها ولی زیاد بیرون نمونید هوا سرده سرما میخورین
_اوه بله حتما
همسایه: خدانگهدار
_خدانگهدار
هیونجین دیگه از تقلا کردن دست برداشت و نشست پشت در و تکیه داد تا صبح همونجا بود و که هرکی از جلوی خونشون رد میشد فکر میکرد که شاید نیازمندی چیزی باشه
بله دوزتان عاقبت گفتن کلمه ی زشت به موهای ا/ت همین میشه دیگه......
#تکپارتی
وقتی موهاتو رنگ کردی و اون......
تو امروز وقت آرایشگاه داشتی و میخواستی موهاتو رنگ کنی...رنگ صورتی نئونی پس رفتی تا آماده بشی هیونجین روی تخت دراز کشیده بود و سرش توی گوشی بود که با دیدن تو درحال میکاپ کردن سوالی بهت خیره شد
+چیزی شده؟
_اممم نه جایی میری؟
+اره دارم میرم آرایشگاه
_برای چی؟
+بنظرت برای چی به آریشگاه میرن؟
_نه منظور من اینه که میخوای ناخناتو ترمیم کنی یا چیز دیگه ای یا میخوایی......
+میخوام برم موهامو رنگ کنم از این رنگ خسته شدم
_آها حالا میخوای چه رنگیشون کنی؟
+این یکی دیگه سورپرایزه شب که برگشتم خودت میبینی
پرش زمانی به رسیدن ا/ت به خونه)
ویو ا/ت
رمز در رو زدم و بعد از چند ثانیه با صدای کمی باز شد رفتم داخل و هیونجین رو صدا زدم که متوجه شدم توی آشپزخونه ست رفتم پیشش ولی اون پشتش به من بود و داشت آب میخورد
+هیونی
تا برگشت محتوای داخل دهنشو ریخت توی صورتم
+یاااااا
_وای...اوه ببخشید
دستمال کاغذی برداشت و صورتتو پاک کرد
+چطور شدم
_خ..خشگل شدی
+نظر واقعیت رو بگو قول میدم ناراحت نشم
_واقعا؟
+اوهوم
_راستش یکم زشت شدی
+چی؟
_خودت خشگلی ها ولی رنگ موهات یکم....
+برو بیرون
_چی؟
+گفتم برو گمشو بیرون
_ولی عزیزم تو که گفتی ناراحت نمیشی
+مگه من هرچیو گفتم باید باور کنی هاااا؟
ا/ت با هل دادن هیونجین به سمت در موفق شد اونو از خونه ببرون کنه
(هیونجین پشت در)
_اهههه ا/ت معذرت میخوام عزیزم غلط کردم بخدا خیلی این رنگ مو بهت میاد ا/ت درو باز کن
+نمیکنم همونجا باش
_حداقل کاپشنمو بده یخ کردم
+مشکل خودته
_ا/تتتتتتت
همسایه: اوه آقای هوانگ؟
_اوه سلام (تعظیم)
همسایه: سلام چیزی شده؟ مثل اینکه با همسرتون دعوا کردین
_اوه نه اینطور نیست
همسایه: آها ولی زیاد بیرون نمونید هوا سرده سرما میخورین
_اوه بله حتما
همسایه: خدانگهدار
_خدانگهدار
هیونجین دیگه از تقلا کردن دست برداشت و نشست پشت در و تکیه داد تا صبح همونجا بود و که هرکی از جلوی خونشون رد میشد فکر میکرد که شاید نیازمندی چیزی باشه
بله دوزتان عاقبت گفتن کلمه ی زشت به موهای ا/ت همین میشه دیگه......
- ۱۰.۱k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط