{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه قدر خسته ام

چه قدر خسته ام

از نگاه کردن به دیوارها و

به این پنجره

و تو را به یاد آوردن

مردن

چه قدر خسته ام

از نگاه کردن به آینه و

به این رخت خواب

و تو را به یاد آوردن

مردن

دوست دارم کمی کنارم باشی

نگاهم کنی

نگاهت کنم

مردن را

کمی

فراموش کنم.


واهه آرمن*
دیدگاه ها (۱)

آن روزهامادردر یک تشت پرآببا کمی صابون وچند تکه لباسخورشید ر...

در حرم حوله ی احرام من از جنس دعاستحجرالاسود من پنجره فولاد ...

تو جان منیوداع جان آسان نیست.‌..

مسال اگر بابانوئلدر رویای کریسمستو را با تمام مخلفات- کادو پ...

شهید چمران

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط