{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توکه گفتی راز چشماتُ به این قلبِ سیاه

توکه گفتی راز چشماتُ به این قلبِ سیاه

تو که با اون برق چشمت بردی از رویم نگاه

من نمی دانم که انجامم در این تقدیر چیست؟

می سپردم دل به تقدیرت ، نبودی گر گناه ...
دیدگاه ها (۳)

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکر کنیزندگی، ارزش آنرا دارد ...

چه کوتاه دوستت دارم را گفتیبه اندازه تنها دو واژه : یک دم و ...

زمستان رفت و بهاری دیگرحالم ، حالِ همیشگی نیستدیگر چه فرقی م...

در سکوتِ خاموشِ غبارِ آینهسرگردانی در کوچه های بن بستِ تردید...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش دوم_کنارم می‌ایستد.برای د...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

عاشقانه های شبنم

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط